این روزها ...
این روزهای آخر سال هم گذشت در حالیکه من ...
این روزهای آخر سال هم گذشت درحالیکه من ...
به شکار زرافه رفته بودم

با دم شیر بازی میکردم

متعجت بودم از اینهمه کار و تلاش مامان و بابا

می اندیشیدم به خدمتی که ادیسون به بشریت کرد

تمریناتم را با جدیت ادامه میدهم

در آرامش کامل میخوابم

به حرف مامانم گوش میدم و گریه نمیکنم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این روزها ...
